تبليغاتX
مسافر راه‌های نرفته و نکوفته
و تنها خداست که در این بی‌راه، همراه است و امیدوارم جز او کسی هم نباشد!

شاه شمشاد قدان، خسرو شیرین دهنان

که به مژگان شکند، قلب همه صف شکنان

 

مست بگذشت و نظر بر من درویش انداخت

گفت ای چشم و چراغ همه شیرین سخنان

 

تا کِی از سیم و زَرَت کیسه تهی خواهد بود؟

بندهی من شو و برخور ز همه سیمتنان

 

کمتر از ذره نهای، پست مشو، مهر بوَرز

تا به خلوتگه خورشید رسی، چرخ زنان

 

بر جهان تکیه مکن ور قدحی مِی داری

شادی زهره جبینان خور و نازک بدنان

 

پیر پیمانه کش من که روانش خوش باد

گفت پرهیز کن از صحبت پیمان شکنان

 

دامن دوست به دست آر و ز دشمن بگسل

مرد یزدان شو و فارغ گذر از اهرمنان

 

با صبا در چمن لاله سحر میگفتم

که شهیدان کهاند این همه خونین کفنان؟

 

گفت حافظ من و تو محرم این راز نهایم

از می لعل حکایت کن و شیرین دهنان

+ نوشته شده در  سه شنبه 20 فروردین1387ساعت 18:17  توسط سجاد نوروزیان  |